غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
281
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
و در همين سال معتمد پسر خود جعفر را ولىعهد كرده المفوض الى اللّه لقب داد و مقرر فرمود كه بعد از جعفر برادرش ابو احمد والى باشد و او را ملقب بالناصر الدين الموفق گردانيد و در سنهء اثنين و ستين و ماتين يعقوب بن ليث كه با خليفه مخالفت مىنمود بعد از تسخير عراق عجم متوجه بغداد گشت و موفق باستقبال يعقوب شتافته در قريهء قاطول بين الجانبين قتال دست داد و هزيمت به طرف يعقوب افتاد و هم درين سال يعقوب بن ابى شيبة البصرى كه در سلك علماء فن حديث منتظم بود و مسندى تصنيف نمود كه از آن بزرگتر مسندى محرر نگشته از عالم رحلت فرمود و در سنهء اربع و ستين و ماتين ابو العباس بن الموفق با دو هزار سوار جرار بفرمان معتمد بعزم رزم صاحب الزنج در حركت آمد و در نواحى واسط سه نوبت بين الجانبين محاربت وقوع يافته هربار نسيم نصرت بر پرچم علم ابو العباس و زيد و خلقى كثير در آن معارك بر خاك هلاك افتادند و بعد از ان صاحب الزنج در موضعى حصين نشسته مسرعان به اطراف و جوانب فرستاد تا سپاه او را مجتمع گردانند و اين خبر بسمع موفق رسيده بحمايت پسر از بغداد متوجه واسط گشت و در يك فرسخى آن بلده پدر و پسر به يكديگر پيوسته به ظاهر شهرى كه صاحب الزنج آن را منيعه نام نهاده بود رفتند و بعد از محاصره قهرا قسرا منيعه را مسخر ساخته سپاه بغداد بنياد غارت و تاراج نمودند و از زنگيان زمرهء خود را در آب انداخته طايفهء به بيشها گريخته و موفق از نسوان مسلمانان كه در دست زنگيان اسير بودند قرب پنج هزار در منيعه تسليم مردم خويش نمود كه بقرابتان ايشان رساند القصه مدتى مديد ميان موفق و صاحب الزنج نايرهء قتال و جدال اشتعال داشت و بالاخره در حدود اهواز فى شهر صفر سنهء ست و سبعين و ماتين صاحب الزنج شكستى فاحش يافته خواص اصحاب از وى روىگردان شدند و او هم همچنان در معركه ثبات قدم نموده لوازم شجاعت و مردانگى بظهور ميرسانيد و هر چند مردم موفق امان بر وى عرض ميكردند بسمع قبول نمىشنيد تا وقتى كه بواسطهء وفور زخم نيزه و شمشير از پاى درافتاد و شخصى از بغداديان سرش از تن جدا كرده موفق آن سر را همراه پسر بدار السلام فرستاد در تاريخ گزيده مسطور است كه صاحب الزنج برقعى لقب داشت و بروايتى روستائىبچه بود و در صغر سن پدرش فوت شده مادرش را يكى از سادات بحبالهء خويش درآورد بنابرآن خود را بسادات نسبت ميكرد و العلم عند اللّه تعالى و در همين سال ابو ابراهيم اسمعيل بن يحيى بن اسمعيل المزنى در مصر بعالم جاودانى انتقال نمود و او از اكابر اصحاب امام شافعى بود چنانچه روزى آن امام عاليمقام فرمود كه ابو ابراهيم ناصر مذهب منست و در سنه خمس و ستين و ماتين على بن حرب الطائى الموصلى صاحب المسند كه در علم اخبار مهارت بسيار داشت از عالم ناپايدار انتقال نمود و در سنهء ست و ستين و ماتين شيخ ابو حفص بن مسلم حداد نيشاپورى بعالم آخرت شتافت و قبرش در آن ولايت بغايت مشهور است و در سنهء ثمان و ستين و ماتين صاحب تاريخ مرو ابو الحسن احمد بن سيار المروزى وفات يافت و در سنهء تسع و ستين